نقش خانواده در تعلیم و تربیت کودکان دبستانی

 

خانواده در تعلیم و تربیت کودکان نقش مهمی را ایفا می کند. یکی از نکات بسیار مهم در خانواده ، ارتباط است ، یعنی والدین باید به روش های صحیح برقراری ارتباط با کودکان ، آگاهی داشته باشند .

 

به منظور برقراری ارتباط صحیح ، والدین باید به نکات زیر توجه نمایند :

۱-با فرزندان خود ارتباط برقرار کرده ، فرصت ابراز عقاید را به او بدهند ، به نیازهای وی پی ببرند ، انتظارات آنها از کودک ، فرصت برقراری ارتباط به کودک ، زمینه اطمینان به والدین و مراجعه به آنها ، هنگام ایجاد مشکل و فراهم کنند .

پدر قبل از پدر بودن ، باید با فرزندش دوست باشد ، علاوه بر این ، او باید قادر به اداره این دوستی باشد تا مانع لوس شدن کودک گردد . به قول یکی از دانشمندان : ” هر جا مشکلی در جامعه بود ، به حتم پای آموزش و پرورش وسط است ” یا به قول اریکسون : ” فرزندان لوس معضل جامعه اند”.

۲-ایجاد فضای آرامش بخش در خانواده : چنانچه والدین در صدد موفقیت تحصیلی و سلامت شخصیت کودکان باشند ، باید محیط خانواده را از هر گونه درگیری و تنش دور سازند .

 

3-ایفای نقش موثر در زمینه تکلیف خانه : والدین نقش بسیار مهمی در تکلیف خانه یا مشق شب کودک ایفا می کنند . بسیاری از بچه ها در انجام تکالیف خود اهمال می ورزند . والدین باید به صورت قطع با این امر برخورد کنند و از فرزند خود بخواهند که در فرصت مناسب و مطلوب ، به انجام تکالیف خود بپردازند ، در غیر اینصورت ، باید از روش محرومیت استفاده کنند، یعنی وی را از بازی مورد علاقه یا تلویزیون محروم کنند.

۴-تکریم شخصیت کودکان : ما باید به بچه ها احترام بگذاریم و آنها را با الفاظ بد خطاب نکنیم .

۵-تعامل با مربیان در مدرسه : والدین باید در تعامل متقابل با مربیان باشند و از مشکلات فرزندشان در مدرسه مطلع شوند .

 

6-کمک به کودک در تعیین هدف و برنامه ریزی : فعالیتهای کودک در طول هفته ، باید تقسیم بندی شود و زمان خاصی برای تفریح ، تماشای تلویزیون و انجام تکالیف در نظر گرفته شود . روش برنامه ریزی به منظور انجام برنامه های روزمره و تکالیف ، باید به کودکان آموزش داده شود تا آنها بتوانند ، فن مهار زمان را بیاموزند .

۷-تشویق کنجکاوی و خلاقیت کودکان : به صورت جدی باید از تحقیر کودک خودداری کرد و هنگام کنجکاوی ، باید به او فرصت سوال کردن داده شود. کودک نباید به جواب های ما دست یابد تا خود به تفکر و اندیشیدن بپردازد. خلاقیت کودک ، باید پرورش داده شود ، نه اینکه او به اطاعت محض ملزم باشد. کودک نباید به اطاعت کورکورانه عادت کند ؛ البته الگو برداری با دنباله روی فرق می کند . منظور از الگو برداری ، این است که کودک رفتار والدین را در مسأله ای چون نظم ، تقلید می نماید ، خود نیز به موقع کارهایش را با برنامه ریزی دقیق و منظم انجام می دهد و از نظم پدر ، الگو برداری می کند.

در ارتباط با دنباله روی ، عده ای معتقدند : بچه ها باید مثل خودشان فکر کنند و کودک باید به صورت دقیق ، عقاید آنها را در مورد مسائل اجتماعی، تقلید کند ؛ البته این امر ، مانع رشد و پرورش آزاد کودک می باشد ، زیرا کودک باید به صورت مستقل ، به نظرات اجتماعی دست یابد .

 

8-انتظار پیشرفت از کودکان : کودک باید بداند که والدین در همه زمینه ها از او انتظار پیشرفت دارند .

۹-کاهش ترس از شکست در کودک : ما نباید از کودکان انتظار نمره ٢٠ داشته باشیم ، زیرا این امر ، ترس از شکست را در کودک ایجاد می کند و اضطراب از امتحان را به دنبال خواهد داشت .

۱۰-اعمال صحیح تشویق و تنبیه کودکان : ما باید به صورت جدی ، از تنبیه بدنی خودداری کرده ، به کارهای درست کودک پاداش داده ، هنگام انجام اعمال نادرست ، از روش محروم کردن از خواسته ها و امتیازات استفاده کنیم ، زیرا تنبیه صحیح ، نباید موجب تحقیر کودک شود ، والدین نباید در طولانی مدت با کودک قهر داشته باشند و آشتی باید توسط یکی از والدین برقرار شود ، زیرا قهر طولانی و عدم توجه به کودک ، موجب احساس نا امنی در کودک می گردد و به بهداشت روانی وی لطمه وارد می کند .

در مواقعی که والدین شاغل هستند و فرصت کافی برای برقراری ارتباط با کودک و درک او را ندارند ، باید با مربیان مدرسه به صورت مداوم تعامل داشته باشند تا از طریق این انجمن ، آموزشهای بسیار مفیدی از جمله آموزش در زمینه تربیت کودک و نحوه برقراری ارتباط صحیح با وی ، به اولیاء ارایه داده شود امروزه اکثر مدارس ، از روانشناسان به منظور آشنایی والدین با روشهای نوین تعلیم و تربیت استفاده می کنند .

در دنیای مدرن ، درگیری والدین در کارهای مختلف ، زیاد است و معلمها وقت کافی برای تربیت فرزند را ندارند . ما نباید به مدت زمان دقت کنیم ، بلکه باید به کیفیت توجه شود . والدین می توانند ، در عین حضور کم در حد یکی دو ساعت ، به درستی از زمان استفاده کنند ، یعنی کیفیت ارتباط مهم است .

 


بهداشت روانی در کودکان دبستانی

در ادامه بحث تعلیم و تربیت کودکان دبستانی ، به بعد مهم بهداشت روانی در کودکان دبستانی می پردازیم .

والدین و مربیان در تأمین بهداشت روانی کودک ، نقش بسیار مهمی را ایفا می نمایند ، زیرا در صورت عدم تأمین بهداشت روانی در کودکان دبستانی، آموزش نیز مختل خواهد شد .

 

بهداشت روانی

منظور از بهداشت روانی ، سازگاری فرد با محیط اطراف خود می باشد، در صورتی که فرد بتواند خود را به راحتی با محیط اطراف تطبیق دهد، قابلیتهای خود را بروز دهد و فاقد اختلالات عاطفی و رفتاری باشد ، از بهداشت روانی برخوردار است .

 

والدین در تأمین بهداشت روانی کودک ، نقش مهمی به عهده دارند.

 

به منظور برخورد صحیح با فرزندان ، والدین باید به نکات زیر توجه نمایند:

 

-1داشتن اطلاعات کافی از نیازهای گوناگون کودکان : کودک نیاز به امنیت، آرامش ، محبت متقابل ، تعلق به گروه و شکوفایی دارد . والدین باید نسبت به نیازهای جسمی ، روانی و عاطفی کودک ، آشنایی کامل داشته باشند.

 

2-توجه به مراحل رشد کودک و ویژگیهای هر مرحله از رشد : کودک همیشه باید در حال تکوین و تحول در نظر گرفته شود ، به این تربیت ، باید از تربیت تکوینی بهره جست . تربیت تکوینی ، نوعی از تربیت است که مبتنی بر ویژگیهای رشدی کودک ، توانمندیهای ذهنی و عقلانی وی می باشد. بنابراین ، والدین باید از ویژگیهای مختلف کودک در مراحل رشد ، مسائل آموزشی و مشکلات عاطفی وی آگاه باشند و بر شخصیت کودک و مسائل آن اشراف کامل داشته باشند .

 


راهکارهای عملی موثر در تأمین بهداشت روانی کودکان ، عبارتند از :

۱-انتخاب الگوی واحد و مشترک توسط هر یک از والدین ، در الگو پذیر کردن کودک ، به منظور جلوگیری از سردرگمی وی .

۲-تأمل نسبت به جوانب و عوارض تنبیه کودک ، ریشه یابی ناهنجاریها ، عدم قضاوت و ارزشیابی سریع مسائل ، زیرا این احتمال وجود دارد که عامل بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری ، والدین و مربیان باشند .

۳-کودک نباید هیچ گاه احساس بی پناهی و ناامنی کند ، او باید از توجه و محبت کافی بهره مند گردد و هیچ گاه نباید از تنبیه شدید ، به خصوص تحقیر ، سرزنش و بی اعتنایی استفاده کرد .

۴-جتناب از به خواب رقتن کودک هنگام ترس و اضطراب .

 

انواع ناهنجاریهای رفتاری در کودک دبستانی

۱-ترس : به طور معمول ، ترس در اثر یادگیری ایجاد می شود . والدین باید از بیان داستانهای تخیلی ترسناک به کودک اجتناب بورزند تا موجب ایجاد ترس در وی نگردند .

 

مربیان نیز می توانند ، در ایجاد ترس در کودک دخیل باشند . گاهی اوقات ، مربیان برای اداره کلاس ، ترس را در کودکان ایجاد می کنندو خود را فردی مقتدر ، اخمو و انعطاف ناپذیر نشان می دهند . علاوه بر آن ، همکلاسی ها نیز موجب ترس کودک می گردند و این امر ، اثرات سوء روانی را بر کودک به جای می گذارد .

 

2-دزدی : کودک به دلایل مختلفی دزدی می کند . کودک به دلیل نیاز مالی و عدم تأمین این نیاز از سوی والدین یا به دلیل کمبود توجه و محبت ، دزدی می کند . ولی در گروه همسالان ناسالم ، با الگوگیری از آنها و تحت تأثیرشان ، به منظور جلب تأئید آنها ، دست به این عمل می زند .

 

3-ناخن جویدن : تحقیقات انجام شده ، نشان می دهد که ناخن جویدن در کودک ، در اثر احساس ناایمنی و اضطراب به وجود می آید .

 

4-پرخاشگری : تنبیه شدید بدنی ، انضباط خشک ، تحقیر و سرزنش، عوارضی از جمله پرخاشگری را به همراه می آورند .

 

5-دروغگویی : کودک ممکن است که دروغگویی را از والدین یا برای به دست آوردن خواسته خود و فرار از موقعیت ناخوشایندی ، به دروغگویی مبادرت ورزد .

 

به طور کلی ، بی پناهی کودک در محیط خانه ، تنبیه بدنی شدید ، زندانی کردن کودک و آزار وی ، تحقیر و سرزنش ، بی توجهی ، عدم محبت متقابل، طرد کودک ، ناضایتی ، احساس ناایمنی ، اضطراب و محرومیت مالی، سبب بروز ناهنجاریهای رفتاری در کودک می گردند . به عبارت دیگر ، می توان گفت که برخورد ناصحیح والدین در محیط خانه و مربیان در مدرسه موجب بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری در کودکان می شود .

 

به منظور پیشگیری از ناهنجاریهای رفتاری ، باید بین خانه ، مدرسه و مراکز تخصصی مشاوره ای ، هماهنگی لازم وجود داشته باشد . چنانچه ارزشها و باورهای خانوادگی ، متفاوت از عقاید و هنجارهای مدرسه باشد ، این تعارض ، می تواند زمینه ساز تشویق و نگرانی و در نتیجه ، بسیاری از اختلالات رفتاری در کودک باشد .

 

نقش مشاوره در مدرسه و دوران ابتدایی ، بسیار حساس و با اهمیت می باشد ؛ البته مشاوره به تنهایی قادر به حل مشکلات کودک نبوده و برقراری ارتباط بین مشاور ، والدین و معلم ، بسیار ضروری است .

 

نقش مشاوره در مورد افرادی که به نوعی دچار نقص و محرومیت جسمی – حسی – حرکتی می باشند ، از اهمیت وافری برخوردار است . دانش آموزانی که دچار مشکل جسمانی ( معلولیت بدنی ) هستند ، حساسیت خاصی نسبت به نحوه برخورد اطرافیان دارند ، در نتیجه ، این امر بهداشت روانی آنها را به خطر می اندازد . اطرافیان هم باید به نحوی با این نقص برخورد نمایند که موجب احساس حقارت در وی نشوند .

این کودکان را باید به گروههایی که توانایی پذیرش آنها را دارند ، هدایت نمود، نه گروههای برتری که موجب احساس ضعف کودک می گردند . بر مبنای تحقیقات انجام شده ، حضور دانش آموزان ناشنوا یا کم شنوا در کلاسهای عادی و ابراز توجه کافی از سوی معلمان و همکلاسیها ، می تواند موجب سازگاری این کودکان با افراد عادی گردد .

 

بنابراین ، بهداشت روانی عامل بسیار مهمی است که نیازمند هماهنگی گروههای مختلف و برخوردهای سالم تربیتی ، از بدو تولد کودک است و باید دقت کنیم که سلامت روانی کودکانمان را به خطر نیندازیم .

 

منبع: بیتوته

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی