تصمیم گیری اشتباه و نرسیدن به موفقیت

نداشتن قدرت و مهارت در تصمیم گیری ما را از رسیدن به موفقیت باز میدارد.

در حالی که تصمیمات خوب به فرصت ها و منافع تازته منتهی می شوند، تصمیم های بد اغلب مشکلات جدی را در پی دارند. اگر نمی خواهیم افسوس بخوریم، باید با شرایط و عواملی که منجر به تصمیم گیری های ضعیف می شوند، آشنا شویم تا بتوانیم در آینده از آنها پیشگیری کنیم.
«کاش این رو قبلاً می دونستم.» جمله ای است که اغلب ما زمانی که می فهمیم تصمیم اشتباهی گرفته ایم به زبان می آوریم. اگر می دانستیم کدام عوامل منجر به تصمیم گیری های بد می شوند، بهتر می توانستیم تصمیمات دقیق تری بگیریم و این امر کمک می کرد تا دور تصمیم گیری های اشتباه را خط بکشیم و به نفع تصمیمات خوب رأی بدهیم.بیاییم نمایشنامه ای را تصور کنیم که در آن ما از دو شرکت پیشنهاد کار داریم. شرکت شماره یک بزرگ است و حقوق خوبی نمی دهد. شرکت دوم کوچک است اما حقوق و مزایای خوبی پرداخت می کند و تجربه شغلی خوبی به شما می دهد. شما مجبورید با تأمل جدی و براساس کارآیی خود و تاثیر آن بر زندگی تان یک تصمیم سخت بگیرید.
آگاهی از اینکه دقیقاً چه چیزی ما را وادار به تصمیم گیری های اشتباه می کند، کمک می کند تا احساسات و افکارمان را در مسیر درستی هدایت کنیم. در ادامه فهرستی از عواملی که منجر به تصمیم گیری های اشتباه می شوند، آورده شده است تا بتوانیم با تمرکز کردن روی آنها از گرفتن تصمیم های اشتباه پیشگیری کنیم.

 

فاصله گرفتن از دوراندیشی

بارها پیش آمده است که درباره یک تصمیم مشخص تنها بر روی زمان حال تمرکز کرده و متوجه بازتاب آن بر آینده خود نشده ایم. در حالت ایده آل باید چنین بینشی را داشته باشیم و حتما اندیشیدن درباره تغییرات قابل پیش بینی در آینده را تمرین کنیم تا بتوانیم به یک تصمیم درست برسیم؛ مثلاً اگر وارد صنعت وسایل الکترونیکی شویم، باید بتوانیم آینده بازار را پیش بینی کنیم و قبل از رقبا سرمایه خود را به روز کنیم. برای تصمیم گیری، باید نگرش آینده نگر و رو به پیشرفت داشته باشیم.

 

وابستگی به دیگران

ما اغلب سردرگم هستیم و برخی از تصمیم گیری های مهم زندگی مان را به دست دیگران می سپاریم. مشکل این است که دیگری نمی تواند به اندازه خود ما درگیر این تصمیم گیری شود یا شاید نتواند با اتخاذ تصمیم درست، بتواند حق را ادا کند؛ نباید به هیچ وجه از دیگران بخواهیم جای ما تصمیم بگیرند؛ مثلاً می خواهیم تلفن همراه بخریم اما نمی توانیم تصمیم بگیریم، از دوستان خود می خواهیم گوشی را برای ما انتخاب کنند. نتیجه این می شود که چیزی را می خریم که با نیازهای ما منطبق نیست و برایمان کارآیی ندارد.

 

فرضیات غلط (باورهای غلط مردم)

فرضیه های غلط و غیرواقعی درباره یک شخص، یک موقعیت یا یک شیء ما را به تصمیم گیری اشتباه وامی دارد. ما اغلب دیدگاه های خود را براساس سابقه تجربه هایی که داشته ایم، بنیان می نهیم.
از آنجایی که افراد، موقعیت ها و … مدام در حال تغییرند، بهتر است درباره آنها همانطور که هستند، قضاوت کنیم و در موردشان گمانه زنی نکنیم؛ مثلاً تصمیم میگیریم با همکارمان ارتباط نداشته باشیم؛ چون گمان می کنیم او بخیل است؛ در حالی که او تنها کسی بود که در انجام کارها به ما کمک می کرد.

تحقیقات ناکافی

پیش از هرگونه تصمیم گیری همواره باید درباره میسر بودن تصمیم خود تحقیق کنیم. باید از معایب و مزایای تصمیم مان آگاهی داشته باشیم و متوجه تأثیر تصمیم مان بر روی افرادی که تحت تأثیر آن قرار خواهند گرفت، باشیم.
این به ما کمک می کند تا تصمیم درستی بگیریم؛ مثلاً تصمیم می گیریم شغل خود را تغییر دهیم اما تحقیق می کنیم و درمی یابیم که شغل جدید چیزی به ارزش های کاری مان اضافه نمی کند. از این رو تصمیم می گیریم در محیط کاری فعلی مان فرصت های جدید را کشف کنیم.

 

تفکر کوتاه مدت

تفکر کوتاه مدت یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که افراد در فرآیند تصمیم گیری مرتکب آن می شوند. آنها نمی دانند تصمیمی که امروز می گیرند علاوه بر زمان حال بر آینده آنها نیز تأثیر خواهد گذاشت. چیزی که امروز درست و کاربردی به نظر می رسد، شاید نهایتاً تصمیم خوبی از آب درنیاید؛ مثلاً ولخرجی کردن با پولی که به سختی آن را به دست آورده ایم برای خرید از روی وسوسه، ممکن است پس اندازمان را کاهش دهد؛ برعکس اگر تصمیم بگیریم پولمان را پس انداز کنیم، از مزایای طولانی مدت آن بهره مند خواهیم شد.

 

تفکر احساساتی

بارها پیش آمده است که افراد به جای عقل خود به حرف دل شان گوش می کنند و تصمیم اشتباه می گیرند. اگر کسب و کاری داریم لازم است تصمیمات کاربردی بگیریم نه احساسی. قدرت دادن بیش از حد به تصمیمات مبتنی بر احساس به تدریج برای ما دردسرساز خواهد شد. همواره باید تاکیدمان بر تصمیمات کاربردی و مبتنی بر نتیجه باشد؛ مثلاً به محض اینکه می فهمیم به دلیل مشکلات زندگی شخصی، تمرکز کردن دشوار شده است، دست از کار می کشیم. این کار نه تنها تأثیری منفی بر موقعیت مالی ما خواهد داشت، بلکه حالت روحی مان را هم بدتر می کند.

 

باورهای تعصبی

یکی دیگر از موانع تصمیم گیری دقیق، دنبال کردن مجموعه ای از باورهای خشک است. هر بُعدی از زندگی شخصی و حرفه ای ما تغییر می کند و در زمان خاص خود ضرورت پیدا می کند که آن را بپذیریم. اگر با همان عینک قدیمی به دنیا نگاه کنیم، تصمیم گیری های بد همچنان تکرار می شوند.
باید واقعیت را بپذیریم و با شرایط تازه سازگار شویم؛ مثلاً شاید سال هاست که به کاری مشغولیم و علاقه ای به تسویه حساب دیرهنگام مشتریان خود نداریم. برای اینکه آنها را وادار کنیم به موقع بدهی خود را بپردازند، باید مبلغی ناچیز به عنوان جریمه دیرکرد در پرداخت معین کنیم.

 

تصورات و پیش داوری های از پیش تعیین شده

بیشتر ما درباره دیگران، خیالات و پیش داوری های از پیش تعیین شده در سر می پرورانیم. زود قضاوت کردن درباره دیگران به ما کمک نمی کند تصمیم درست بگیریم. در واقع این موجب می شود درباره دیگران بد قضاوت کنیم و تصمیم غلط بگیریم؛ مثلاً شاید به فکرمان نرسد که فلان شخص از پس انجام فلان کار برمی آید اما وقتی با او ارتباط برقرار کرده و مسئولیتی به او واگذار می کنیم، می فهمیم او چه عملکردی دارد.

 

خطر عدم اطمینان

اگر لازم باشد یک تصمیم جدی بگیریم، ذهن ما مورد هجوم افکار و تردیدهای زیاد قرار خواهد گرفت. این سبب می شود تصمیم ایمن تری بگیریم که ممکن است منفعتی از آن برای ما حاصل نشود. بهتر است پیش از هرگونه نتیجه گیری عجولانه، خطر و تجزیه و تحلیل کنیم. این به ما کمک می کند تا درک کنیم تصمیم مان چگونه بر روی ما تأثیر می گذارد؛ مثلاً می خواهیم بر روی انبار کردن جنسی سرمایه گذاری کنیم که در آینده رونق می گیرد و از این رو تصمیم می گیرد در بانک حساب پس انداز باز کنیم.

 

گزینه های فراوان

وقتی مجبور باشیم بین گزینه های بی شمار دست به انتخاب بزنیم گیج می شویم و هدف گرفتن تنها یکی از آنها می تواند دشوار باشد. شاید سخت بتوانیم قضاوت کنیم کدام گزینه کارساز است و کدام نیست. از این رو بهتر است گزینه ها را دور بریزیم و تنها چند مورد محدود را برای تصمیم نهایی خود انتخاب کنیم. این کار صرفه جویی در وقت ما خواهد بود و می توانیم به تصمیمی دقیق دست یابیم؛ مثلاً اگر بخواهیم کفش بخریم اما پول کمی داشته باشیم ممکن است سردرگم شویم؛ چرا که مجبوریم کفشی را انتخاب کنیم که به لباس مان بیاید، مد روز باشد، دوام داشته باشد و به پول مان هم بخورد.مسیر زندگی ما با تصمیمات موثری که برای آینده خود می گیریم مشخص می شود. اگر بخواهیم تصمیم موثر بگیریم، نباید درباره حقایق، اطلاعات نصفه و نیمه داشته باشیم. علل دیگری که می تواند به تصمیمات غلط منتهی شود شامل مشکلات پیش بینی نشده، عدم برقراری ارتباط، درس نگرفتن از گذشته و نداشتن منطق است.حتماً شگفت زده خواهید شد از اینکه بدانید تصمیمات ما چگونه تحت تأثیر هورمون ها، خالی بودن معده و حتی کمبود خواب قرار می گیرند. اکنون که عوامل منجر به تصمیم گیری اشتباه را می دانیم، معایب و مزایای آن را سبک و سنگین کنیم و مطمئن شویم که قدم در راه تصمیم درست برداشته ایم.

چگونه بر شکست غلبه کنیم

راههای غلبه بر شکست و چگونه شکست را شکست دهیم؟

سپاسگذار و شکرگذار باشیم

قانون افزایش یا Law of Increase همانند قانون جذب، یکی از قوانین جاری بر هستی ما میباشد که شاید گاهی اوقات از قلم افتاده و یا به آن کم توجهی شوده در صورتیکه نقشی اساسی در زندگی هر شخصی دارد.

قانون افزایش میگوید: در صورتیکه نسبت به هر آنچه مثبت که داریم سپاسگذار و شکرگذار هستی باشیم، و همچنین همواره هر آنچه مثبت را که داریم بزرگ شمرده و بر زبان و دلمان جاری نماییم، داشته هایمان زیاد شده و روز به روز به نوعی بهتر در زندگیمان تجلی پیدا می کند. در واقع با به زبان و به دل جاری کردن داشته هایمان، باعث تشدید وجود آنها می شویم.

این زیاد شدن ها به دلیل این است که طبق قانون جذب، پدیده بر ضمیر ناخودآگاه ما نفوذ کرده و باعث می شود که ذهن داشتن این داشته را بصورت عملی در زندگی نیاز بداند.

شکر نعمت های خداوند چه نتایجی دارد

ممکن است فردی با بی توجهی به جنبه های مثبت زندگیش (نعمت خدادادی) احساس پوچی و نا امیدی کند که با توجه به بررسی های انجام شده تعداد این افراد کم نیستند و میتوانند با توجه به شمارش جنبه های مثبت زندگی خود که غیر قابل شمارش هستند به زندگی امیدوار و به سمت رشد بیشترحرکت کنند.

قابل توجه باشد، در صورت از بین رفتن جنبه های مثبت (مثبت اندیشی) دوباره چه حالی خواهید داشت و بتوانید علی رغم مشکلاتی که برایتان پیش می آید با آنها کنار بیایید.

درمواردی که علایم بیماری به وجود نیامده اند، لازم است توجه خودتان را به جنبه های مثبت زندگییتان جلب کنید و اینکه شکرگزار باشید و این نباید تنها جنبه ی زبانی داشته باشد، بلکه باید سعی کنید ضمن آنکه از جنبه ها در راه های معقول و رشد بیشتر خود و جامعه استفاده می کنید، نسبت به رشد جامعه و خودتان، حداکثر کوشش را بنمایند. درغیر این صورت وعید خداوند و از بین رفتن این جنبه های مثبت تحقیق خواهد یافت.

در قرآن میفرماید: لَئن شَکَرتُم لازیدَنَکُم به این معنا که شکر نعمت نعمتت افزون کند… . در تفسیر این آیه: اگر نعمت الهی را که به شما دادم به یاد بیاورید به آنها می افزایم. پس می بینیم که خداوند متعال خود بر روی این مساله تاکید داشته که همانا سپاسگذار بودن باعث زیاد شدن و افزایش آنها میگردد.

اثر منفی,افکار منفی,انرژی مثبت

با گفتن جملات انرژی مثبت دار میتوان دید که وقتی شخصی مال بسیاری دارد و همواره از مال خود تعریف می کند و سپاسگذار هستی می باشد، هستی خودبخود با استفاده از انرژی مثبت وارد شده هر آنچه که دارد را به سمت این شخص می بارد. حتما دیده اید که جملات مثبت چه کارهایی میتواند در زندگی و روح و جسم ما انجام دهد.

حالا در مورد افکار منفی و اثز منفی آن بر روی زندگی میگوییم. مثلا کسی که به بیماری ای مبتلا میباشد. یکسره از بیماری خود می گوید و هرکجا که می رسد از دردها و تحمل هایش می گوید و روز بروز حال او وخیم تر می شود. چه بسا اگر این فرد بیماری خود را پنهان می نمود و گویی که چنین بیماری وجود نداشت شاید خیلی زودتر از آن خلاص می شد.

در کل قانون افزایش می گوید : هر آنچه که داریم در موردش صحبت می کنیم و فکر می کنیم، افزایش می یابد.

اینطور سال 96 کسب و کاری پردرآمد داشته باشید

همه ی افراد به دنبال کار پردرآمد با سرمایه کم و موفقیت در کسب و کار هستند, توصیه های مهم افراد موفق در این زمینه را ملاحظه کنید.
توصیه های داشتن کار پردرآمد
کار پردرآمد رویای همه ی انسانهای زمین است اگر مهارت خاصی داشته باشید که با آن بتوانید به درامد خوبی برسید که عموما جای نگرانی نیست اما عده ی بسیاری از افراد دلشان می خواهد در کنار مهارتی که دارند و کاری که انجام می دهند یک شغل پردرآمد با سرمایه کم پیدا کنند و به شغل های زود بازده که برایشان درآمد خوبی به همراه دارد روی بیاورند.کار پردرآمد

کار پردرآمد

اکثر کارآفرینان و افراد موفق در کسب و کار در کلاس جهانی، استرات‍ژی های خاصی برای موفقیت داشته اند که باعث شده در محل کار خود پیشرفت کنند و با برداشتن بسیاری از موانع به درآمد بالا دست یابند، این افراد رازهایی درباره موفقیت در محل کار دارند.

کار پردرآمد

چطور کار پردرآمد داشته باشیم؟

 
توصیه اول: اعتماد به نفس داشته باشید و به خود و توانایی های خود ایمان داشته باشید، اگر در محل کار از شما یک کار بسیار سخت و پیچیده خواسته شد، ابتدا آن را نزد خود تحلیل کنید و نیروی انسانی، زمان، بودجه و سایر موارد را بسنجید، هرگز با یاس و ناامیدی به پروژه ها نگاه نکنید و همیشه در چشم مدیران یک فرد با انرژی و فعال باشید که با سخت کوشی به هدف خود می رسد، همیشه دیدی مثبت داشته باشید و با اعتماد به نفس پروژه را قبول کنید و نهایت سعی و توان خود برای اجرایی کردن آن را به کار بندید.
 
 
توصیه دوم: هیچ گاه از مدیر و کارمندان قبلی خود بدگویی نکنید، اگر در یک مصاحبه شغلی قرار دارید و از شما درباره خصوصیات مثبت و منفی مدیر سابق، کارمندان و محل کار سابق شما پرسیده شد، همیشه بهترین موارد را نقل کنید و هرگز بدگویی و غیبت نکنید.
 
این کارباعث می شود تا مدیران جدید به شما به چشم یک فرد با انگیزه و با انرژی نگاه کنند که تنها به فکر پیشرفت است و هرگز به دنبال حاشیه و انتقاد از مسائل مختلف نیست.
 
 
توصیه سوم: در مصاحبه های شغلی برای استخدام جدید همیشه بالاترین حقوق در رده شغلی خود را درخواست کنید، هیچ گاه دید فروتنانه ای به حقوق خود نداشته باشید، شما یک فرد ارزشمند، دارای توانایی های فوق العاده و شایسته بهترین ها هستید، با درخواست حقوق بالا شما اعتماد به نفس و مهارت خود را به تیم مصاحبه کننده نشان می دهید و اینکه نیروی ارزشمندی هستید و این خوش شانسی آنها است که شما می خواهید با آنها همکاری کنید.
 
 
در این حالت خود مدیران یا صاحبان کسب و کار بهترین حقوق را با توجه به بودجه و درنظر گرفتن سایر شرایط برای شما در نظر می گیرند.
 
 
توصیه چهارم: حتی اگر در کار خود احساس سرشکستگی و یکنواختی می کنید آن را اعلام نکنید، هیچ چیز بدتر از احساس روزمرگی و بی علاقه گی در کار نمی تواند باعث شکست و پسرفت در کار شود، مدیران و صاحبان کسب و کار حامی و پشتیبان افراد سرزنده ، شاد، مشتاق به یادگیری و پیشرفت هستند. افرادی که دچار یکنواختی شده، از کار کردن طفره می روند و انگیزه کافی ندارند به تدریج از سیستم ها حذف می شوند، این افراد در درجه اول زمان تعدیل نیروها قرار دارند و به دلیل تنبلی و بی انگیزگی از دریافت ارتقاء و پاداش ها بی بهره می مانند.

منبع : باشگاه خبرنگاران

چگونه می توانیم یک کارآفرین باشیم؟

همیشه زمانی که فردی به موفقیت می رسد از او می پرسند که چگونه به این مرحله از کار رسیدی و یا از کجا شروع کردی ،مهمترین تجارب و مهارت های کارآفرینان مطرح جهان را در این بخش بیاموزید.

راهنمایی هایی برای اینکه یک کارآفرین شوید

سوال راجی که معمولا از کارآفرینان موفق پرسیده می شود این است که از کجا شروع کرده ای و ما چگونه می توانیم شروع کنیم.در پاسخ آنها باید گفت که از هرجا که می خواهید می توانید شروع کنید. کارآفرین

کارآفرین

آنها هنوز برای زندگی ای که به دنبال آن هستند آماده نشده اند و مدام از من می پرسند که چطور یاد بگیرند یککارآفرین بشوند. همه ما از دورانی می آییم که جامعه و نظام آموزشی ما را در راستای کار کردن برای دیگران آماده کرده است اما در جامعه ای که به سرعت در حال تغییر است، کارآفرینان در صف اول افرادی هستند که بهترین مهارتی که می توانند و باید یاد بگیرند، خود یادگیری است.

من به تازگی نگارش کتاب جدیدی با عنوان «زمان آمریکا:ایجاد فرصت در عصر به هم پیوسته»۱  را به پایان رسانده ام که در آن تجربیات پنجاه مدیر  بزرگ در تاریخ ایالات متحده آمریکا آمده است. این تجارب می تواند به همه ما کمک کند در این دنیای به سرعت در حال تغییر نحوه یادگیری را یاد بگیریم.
 
در اینجا مهم ترین پیشنهادهای ارائه شده در کتاب را آورده ام:
 
کارآفرینی
 

برای خودتان شبیه سازی کنید

 
۱) شبیه سازی و گیمیفیکیشن۲ کسب وکار
 
یادگیری لزوما نباید همواره در حین کار کردن اتفاق بیفتد. ما الان می دانیم افراد از سنین پایین یادگیری را آغاز می کنند و مجددا در بزرگسالی به حوزه یادگیری و آموزش برمی گردند، با این تفاوت که این بار آموزش در حین سرگرم شدن اتفاق می افتد. امروزه ابزارهای گیمیفیکیشن مانند Thrive15 و GamEffective وجود دارند که می توانند به افراد در هر سنی کمک کنند تا کسب و کار خود را آغاز کنند یا به یک مرحله بالاتر ارتقا دهند.
 
۲) یادگیری و مشاوره کسب و کار انطباقی
 
هر کسب و کار و کارآفرینی در مرحله متفاوتی قرار دارد، بنابراین زمان آن است که به جای اینکه شما خودتان را با ابزارهای یادگیری انطباق دهید، آنها خودشان را با شما انطباق دهند. دانشگاه ها و بازارها به سرعت در حال تولید محصولاتی مانند OpenStudy هستند که یک شبکه یادگیری است که از گروه های مطالعاتی متعددی تشکیل شده است.
 
۳)کمک به کارآفرینان با آموزش مستمر
 
گزینه های موجود در زمینه آموزش آنلاین فرصت های مغتنمی محسوب می شوند، هرچند کافی نیستند.
 
مشاوران کسب وکار باید آماده باشند در هر مرحله ای به کارآفرینان یاری برسانند. هرچند هنوز بسیاری از کارآفرینان در خصوص دریافت آموزش مردد هستند، اما باید بدانید اگر به طور مستمر در حال یادگیری نباشید، از دیگران عقب خواهید افتاد.
 
کارآفرینی
 

لازم نیست تمام آموزش ها را یاد گرفته باشید

 
۴) ترکیب یادگیری و انجام دادن
 
نیازی نیست کارآفرینان قبل از آغاز کسب و کار همه چیز را بدانند. آنها کافی است گام های اول را بردارند و دریابند گام های بعدی چیست. هیچ دوره استانداردی در این زمینه وجود ندارد، اما پاسخ ها در اینترنت موجود است و اگر بدانید چطور کنید، با دنبال کردن وبلاگ های آموزشی و حضور فعال در شبکه های اجتماعی می توانید آموزش های لازم را در این زمینه کسب کنید.
 
۵) کمک های مالی به کسب و کارها
 
جمع آوری کمک های مالی (Crowdfunding) آخرین راه حل برای کارآفرینانی است که نیاز به کمک دارند و پیش از آن بهتر است سراغ گزینه های دیگری مانند وام، بودجه، سرمایه گذاری مشترک و… رفته شود. این روزها اگر شما نتوانید سرمایه مورد نیازتان را تأمین کنید یا به اندازه کافی تلاش نکرده اید یا ایده شما به اندازه کافی خوب نبوده است.
 
۶) کمک گرفتن از مربیان کسب وکار
 
منابع قابل استفاده برای ارتقای سطح دانش کارآفرینان فراوان هستند اما اغلب کمتر مورد استفاده قرار می گیرند.
 
چالش اصلی این است که منابع مورد نیاز از قبیل حامیان استارت آپ (Startup incubators)، تسریع کنندگان، مربیان و مشاوران کسب و کار را در زمان درست پیدا کرد، به همین دلیل نیاز است تا کارآفرینان وبلاگ ها و محافل آنلاین که در این زمینه فعال هستند را به دقت مورد پایش قرار دهند.
 
در جامعه کنونی، صفات شخصیتی برای دستیابی به موفقیت نسبت به عصر صنعتی و عصر اطلاعات تغییر کرده است. دیگر روزهای وفاداری بلندمدت به یک کارفرما و پیروی متعصبانه از یک مسیر به سر آمده است. اکنون تمرکز اصلی بر خلاقیت، تمایل برای قبول ریسک و توانایی کنارآمدن با تغییرات است. امروزه مداومت در کارها و توانایی حل مساله ارزش هایی بنیادین در کارآفرینی محسوب می شوند.
 
پرورش این صفات و تمرین تدریجی و مداوم یادگیری، بهترین مسیر برای شروع زندگی به عنوان یک کارآفرین است. در نهایت، قبل از اینکه کارتان را آغاز کنید، ابتدا باید معنای موفقیت را برای خودتان تعریف کنید.
 

شاید تعریف شما از موفقیت در قالب معیارهای مالی بگنجد، اما محتمل تر آن است که اثر ماندگاری که از خود به جای می گذارید برای شما رضایت و خوشحالی پایدار به ارمغان بیاورد. اگر به من نگویید به کجا می خواهید بروید، واقعا نمی توانم به شما بگویم که از کجا شروع کنید.

 
منبع : دنیای اقتصاد-/ف
طراحی سایت
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار