جامعه ای را تصور کن…

جامعه ای را تصور کن که در آن فقط وفقط مردم به اندازه خود غذا میخورند..

یعنی چی؟

خانواده ای رو فرض کن که توش روزی یه نصفه نون سنگک میخورن! و روزی مثلا مقداری برنج و گوشت و لبنیات و …

حالا فرض کن این خانواده، دقیقاً به اندازه مقدار مصرفی خود خرید کنند و این رو گسترش بده به کل خانواده های جامعه!

یعنی دور ریز مواد غذایی خانواده صفر باشه و چیزی اضافه نیاد!

میشه حساب شو بِکُنی چقدر توی کل جامعه صرفه جویی میشه؟!

جامعه ای که مردم توی خوردن زیاده روی نکنند که مجبور باشن چند برابر مقدار مورد نیاز خود ورزش کنن!

این جامعه چقدر جسم سالم تری داره و فقط به سلامت تن خطم نمیشه!!!

سلامت روح و جسم به یک طرف…

به نظر من وقتی تو به اندازه ی بیشتر از مصرف خودت مثلا میوه میخری اتفاقی که می افته اینه که:

کمک کردی به افزایش قیمت ها
اسراف کردی و اون میوه رو که خریدیش و کلی زحمت پاش کشیده شده رو حیف کردی
روزی یکی دیگه رو پایمال کردی!!!
بله! نظر من اینه که اگه تو به اندازه کسی که باید از چیزی بخوری اون قسمت اضافه ای که خوردی روزی کسی دیگر بوده و اگر تو رعایت کنی مطمئنا اون روزی به دست طرف میرسه!

میشه یک مثال ساده زد و اونم مصرف گازه! وقتی تو خونه ت به اندازه کافی گرم هست و بخاری الکی روشنه خوب درسته که داری پول شو میدی ولی اگه تو به اندازه خودت گاز مصرف کنی اون مقدار اضافی مطمئن باش به دست صاحبش میرسه!

همین برای مصرف خوراکی ها و غذا هم صادقه!

و به همین ترتیب واسه کل چیزا… و به نظر من اگه یکم رعایت بشه فقر توی جامعه کمرنگ تر میشه

مثلا کسی که توی مهمونی هفت رنگ غذا میپزه اگه یک رنگ بپزه اونوقت اون شش رنگ دیگه ش چی میشه؟

کسی فهمید من چی میگم؟! 🙂

تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر

تفاوت کشورهای ثروتمند و فقیر، تفاوت قدمت آنها نیست.
برای مثال کشور مصر بیش از ۳۰۰۰ سال تاریخ مکتوب دارد و فقیر است!

اما کشورهای جدیدی مانند کانادا، نیوزیلند، استرالیا که ۱۵۰ سال پیش وضعیت قابل توجهی نداشتند، اکنون کشورهایی توسعه‌یافته و ثروتمند هستند.

تفاوت کشورهای فقیر و ثروتمند در میزان منابع طبیعی قابل استحصال آنها هم نیست.

ژاپن کشوری است که سرزمین بسیار محدودی دارد که ۸۰ درصد آن کوه‌هایی است که مناسب کشاورزی و دامداری نیست اما دومین اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمریکا را دارد. این کشور مانند یک کارخانه پهناور و شناوری می ‌باشد که مواد خام را از همه جهان وارد کرده و به صورت محصولات پیشرفته صادر می‌کند.

مثال بعدی کشور سوئیس است.

کشوری که اصلاً کاکائو در آن به عمل نمی‌آید اما بهترین شکلات‌های جهان را تولید و صادر می‌کند. در سرزمین کوچک و سرد سوئیس که تنها در چهار ماه سال می‌توان کشاورزی و دامداری انجام داد، بهترین لبنیات (پنیر) دنیا تولید می‌شود.
سوئیس کشوری است که به امنیت، نظم و سختکوشی مشهور است و به همین خاطر به گاوصندوق دنیا مشهور شده‌است (بانک‌های سوئیس).

افراد تحصیل ‌کرده‌ای که از کشورهای ثروتمند با همتایان خود در کشورهای فقیر برخورد دارند برای ما مشخص می‌کنند که سطح هوش و فهم نیز تفاوت قابل توجهی در این میان ندارد.

نژاد و رنگ پوست نیز مهم نیستند. زیرا مهاجرانی که در کشور خود برچسب تنبلی می گیرند، در کشورهای اروپایی به نیروهای مولد و فعال تبدیل می‌شوند.

پس تفاوت در چیست؟
تفاوت در رفتارهایی است که در طول سال‌ها فرهنگ و دانش نام گرفته است.

وقتی که رفتارهای مردم کشورهای پیشرفته و ثروتمند را تحلیل می‌کنیم، متوجه می‌شویم که اکثریت غالب آنها از اصول زیر در زندگی خود پیروی می‌کنند:

۱ .اخلاق به عنوان اصل پایه.
۲.وحدت.
۳.مسئولیت پذیری.
۴.احترام به قانون و مقررات.
۵.احترام به حقوق شهروندان دیگر.
۶.عشق به کار.
۷.تحمل سختی‌ها به منظور سرمایه‌گذاری روی آینده.
۸.میل به ارائه کارهای برتر و فوق‌العاده
۹.نظم ‌پذیری.
۱۰.دروغ کثیف‌ترین فعل غیر انسانی دنیا است.

اما در کشورهای فقیر تنها عده قلیلی از مردم از این اصول پیروی می‌کنند.

در کشور ما کسی که زیاد کار کند تراکتور نامیده می شود.

کسی که به قوانین احترام بگذارد بچه مثبت است.

کسی که اخلاقیات را رعایت کند برچسب پاستوریزه خواهد گرفت.

کسی که از وطنش حرف میزند توسط عده‌ای مخالف مذهب شناخته میشود.

کسانی که حقوق دیگران را زیر پا می گذارند و افراد قالتاق، آدمهای زرنگ خوانده می‌شوند.

انسانهای منظم و منطقی افراد خشک وحوصله سر بر هستند.

انسانهای با ادب و مبادی آداب متملق به حساب می آیند.

جوانان بسیار ساعی وکوشا، خرخوان نامیده میشوند.

همه به دنبال یک شبه رفتن ره صد ساله هستند.

و……… شما بگوئید…!!

باید از خودمان شروع کنیم و از همین لحظه.
ما فقیر هستیم نه به این خاطر که منابع طبیعی نداریم یا اینکه طبیعت نسبت به ما بیرحم بوده‌است.
ما فقیر هستیم برای اینکه رفتارمان چنین سبب شده‌است.
ما برای آموختن و رعایت اصول فوق که (توسط کشورهای پیشرفته شناسایی شده است) فاقد اهتمام لازم هستیم.

همه به فکر تغییر جهانند، اماهیچ کس به فکر تغییر خویش نیست ….

اگر خودت و افکارت تغییر نکنند
وضعت هیچوقت تغییر نمیکند

چگونه بر شکست غلبه کنیم

راههای غلبه بر شکست و چگونه شکست را شکست دهیم؟

سپاسگذار و شکرگذار باشیم

قانون افزایش یا Law of Increase همانند قانون جذب، یکی از قوانین جاری بر هستی ما میباشد که شاید گاهی اوقات از قلم افتاده و یا به آن کم توجهی شوده در صورتیکه نقشی اساسی در زندگی هر شخصی دارد.

قانون افزایش میگوید: در صورتیکه نسبت به هر آنچه مثبت که داریم سپاسگذار و شکرگذار هستی باشیم، و همچنین همواره هر آنچه مثبت را که داریم بزرگ شمرده و بر زبان و دلمان جاری نماییم، داشته هایمان زیاد شده و روز به روز به نوعی بهتر در زندگیمان تجلی پیدا می کند. در واقع با به زبان و به دل جاری کردن داشته هایمان، باعث تشدید وجود آنها می شویم.

این زیاد شدن ها به دلیل این است که طبق قانون جذب، پدیده بر ضمیر ناخودآگاه ما نفوذ کرده و باعث می شود که ذهن داشتن این داشته را بصورت عملی در زندگی نیاز بداند.

شکر نعمت های خداوند چه نتایجی دارد

ممکن است فردی با بی توجهی به جنبه های مثبت زندگیش (نعمت خدادادی) احساس پوچی و نا امیدی کند که با توجه به بررسی های انجام شده تعداد این افراد کم نیستند و میتوانند با توجه به شمارش جنبه های مثبت زندگی خود که غیر قابل شمارش هستند به زندگی امیدوار و به سمت رشد بیشترحرکت کنند.

قابل توجه باشد، در صورت از بین رفتن جنبه های مثبت (مثبت اندیشی) دوباره چه حالی خواهید داشت و بتوانید علی رغم مشکلاتی که برایتان پیش می آید با آنها کنار بیایید.

درمواردی که علایم بیماری به وجود نیامده اند، لازم است توجه خودتان را به جنبه های مثبت زندگییتان جلب کنید و اینکه شکرگزار باشید و این نباید تنها جنبه ی زبانی داشته باشد، بلکه باید سعی کنید ضمن آنکه از جنبه ها در راه های معقول و رشد بیشتر خود و جامعه استفاده می کنید، نسبت به رشد جامعه و خودتان، حداکثر کوشش را بنمایند. درغیر این صورت وعید خداوند و از بین رفتن این جنبه های مثبت تحقیق خواهد یافت.

در قرآن میفرماید: لَئن شَکَرتُم لازیدَنَکُم به این معنا که شکر نعمت نعمتت افزون کند… . در تفسیر این آیه: اگر نعمت الهی را که به شما دادم به یاد بیاورید به آنها می افزایم. پس می بینیم که خداوند متعال خود بر روی این مساله تاکید داشته که همانا سپاسگذار بودن باعث زیاد شدن و افزایش آنها میگردد.

اثر منفی,افکار منفی,انرژی مثبت

با گفتن جملات انرژی مثبت دار میتوان دید که وقتی شخصی مال بسیاری دارد و همواره از مال خود تعریف می کند و سپاسگذار هستی می باشد، هستی خودبخود با استفاده از انرژی مثبت وارد شده هر آنچه که دارد را به سمت این شخص می بارد. حتما دیده اید که جملات مثبت چه کارهایی میتواند در زندگی و روح و جسم ما انجام دهد.

حالا در مورد افکار منفی و اثز منفی آن بر روی زندگی میگوییم. مثلا کسی که به بیماری ای مبتلا میباشد. یکسره از بیماری خود می گوید و هرکجا که می رسد از دردها و تحمل هایش می گوید و روز بروز حال او وخیم تر می شود. چه بسا اگر این فرد بیماری خود را پنهان می نمود و گویی که چنین بیماری وجود نداشت شاید خیلی زودتر از آن خلاص می شد.

در کل قانون افزایش می گوید : هر آنچه که داریم در موردش صحبت می کنیم و فکر می کنیم، افزایش می یابد.

فقر واقعی فقر روحی است

مرد فقیری از خدا سوال کرد :
چرا من اینقدر فقیر هستم …؟

خدا پاسخ داد :
چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی …
مرد گفت :
من چیزی ندارم که ببخشم ؟
خدا پاسخ داد : دارایی هایت کم نیست…!

یک صورت ، که میتوانی لبخند برآن داشته باشی !
یک دهان ، که میتوانی از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی!
یک قلب ، که میتوانی به روی دیگران بگشایی!
چشمانی ، که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!

” فقر واقعی فقر روحی است …”

طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی