سر کودکتان داد نزنید!

 

بسیاری از کودکان ناخواسته روی مسایلی دست می گذارند که تنها چاره آن داد زدن است

این بچه های دوست داشتنی که گاهی واقعا روی اعصاب هستند، وقت هایی چیزهایی می خواهند که به هیچ وجه درست و مناسب نیستند؛ گاهی اوقات تنها راه ساکت کردن بچه و اینکه به حرفتان گوش کند، داد زدن است. اما بهتر است ولوم صدای خود را پایین بیاورید و روش های بهتر و کارآمدتر را امتحان کنید.

این بچه های دوست داشتنی که گاهی واقعا روی اعصاب هستند، وقت هایی چیزهایی می خواهند که به هیچ وجه درست و مناسب نیستند؛ مثلا در روز برفی دوست دارند دمپایی بپوشند یا نیمه شب فیلم تماشا کنند. این درخواست ها برای والدین بسیار ناراحت کننده هستند زیرا کودک درک نمی کند و به هیچ صراطی هم مستقیم نیست. نتیجه هم این است که پدر و مادر برای متوجه کردن کودک دست آخر به داد زدن روی می آورند.

تنها چاره داد زدن نیست
بسیاری از کودکان ناخواسته روی مسایلی دست می گذارند که تنها چاره آن داد زدن است. این مساله به هیچ وجه خوب نیست. در حقیقت، نتیجه جیغ و داد کردن چیزی جز سردرد و اعصاب خوردی نیست. والدین پس از آن نیز احساس گناه می کنند و آرزو می کنند ایکاش می توانستد طور دیگری این شرایط را مدیریت کنند.

این مساله برای کودکان نیز خوب نیست
اگر همیشه با داد و هوار کردن می خواهید بچه را سر جایش بنشانید، باید بدانید اعتماد به نفس و احساس امنیت را در وجود کودک خود از بین می برید. اما اگر فقط در شرایط خاصی دست به دامن فریاد می شوید، فرزند دچار آسیب روحی نمی شود اما برای تربیت کودک هم روش خوبی نیست.

هنگامی که سر کودک داد می زنید در واقع درک اطلاعات توسط کودک را مختل می کنید

داد زدن ترسناک است و حس «جنگ در مقابل جنگ» را در کودک تقویت می کند
هنگامی که سر کودک داد می زنید در واقع درک اطلاعات توسط کودک را مختل می کنید. اما وقتی به آرامی اشتباهش را به او گوشزد می کنید او با آسودگی خیال می تواند درک کند که منظور و هدف شما چیست. با داد زدن فقط به کودک می آموزیم هر وقت ناراحت یا عصبانی بود داد بزند. دکتر هات یکی از کارشناسان تربیت کودک می گوید: «اگر کودک را کتک بزنید، او کتک می زند. اگر داد بزنید، داد می زند. اگر آرام باشید، آنها نیز یا می گیرند خونسردی خود را حفظ کنند.»

اگر به هر دلیلی سر کودک فریاد کشیده اید بسیار مهم است که از او عذرخواهی کنید و بگویید باید به روش دیگری این شرایط را کنترل می کردید. دکتر هات اعتقاد دارد: «خیلی از والدین متوجه نمی شوند که هرکسی می تواند اشتباه کند، به همین دلیل اشتباه خود را قبول نمی کنند. بدتر اینکه برای این کار هرگز عذرخواهی نیز نمی کنند.» این باعث می شود تا بیشتر حواستان به رفتارها و واکنش هایتان باشد و شاید کمک کند تا روشی غیر از داد زدن را برای تربیت کودک خود انتخاب کنید.

دوئل کردن
هنگام صبحانه، دخترتان از شما بستنی تقاضا می کند و به هیچ وجه هم تحمل شنیدن نه را ندارد. او با خود فکر می کند، اگر گریه کنم و جیغ بزنم شاید مامان آن را به من بدهد. او شروع می کند به جیغ زدن های اعصاب خرد کن و شما کنترلتان را از دست می دهید و سر او داد می زنید.

چرا والدین کنترل خود را از دست می دهند؟
هنگامی که کودک اعتماد به نفس والدین را از بین می برند ( به حرف والدین گوش نمی کنند یا کارهایی می کنند که می دانند نباید انجام دهند )، این مساله برای پدر و مادر قابل تحمل نیست و در این موقعیت احساس درماندگی می کنند. وقتی سر کودک داد می زنید دلیل آن بستنی یا هر چیز دیگر نیست، مساله بازگرداندن آن اعتماد و به دست گرفتن دوباره کنترل اوضاع است. دوئلی که بین والدین و کودک برقرار می شود در واقع نشان دهنده این است که به هم نشان دهند کدام یک قوی تر هستند. ما به این طریق می خواهیم به کودک یادآوری کنیم که ما مسوول و رئیس هستیم و حرف، حرفِ ما است.

بدون داد زدن هم می توان کودک را تربیت کرد
برای برنده شدن در دوئل، هوشمندانه ترین روش بیرون آمدن از حالت جنگ و دعوا است. به جای اینکه شما در یک طرف میدان مبارزه و کودک در طرف دیگر بایستید و با هم بجنگید، بهتر است با یکدیگر همفکری کنید و برای حل مساله پیش آمده چاره بیاندیشید.

ابتدا موقعیت درست را برای او توضیح بدهید (ما برای صبحانه بستنی نمی خوریم). سپس چند پیشنهاد دیگر به او بدهید (آیا دوست داری شیر یا کورن فلکس بخوری؟). به این ترتیب کودک متوجه می شود او نیز تا اندازه ای روی شرایط کنترل و حق انتخاب دارد. اگر این روش هم کارساز نبود، باید سعی کنید این تنش را با کمی خنده، شوخ طبعی و به دست آوردن دل کودک از میان ببرید. به طور مثال، خیلی بی مقدمه با هم برقصید یا بازی های موردعلاقه او را انجام دهید تا ذهنش از چیزی که خواسته منحرف شود.

منبع: taknaz.net

نقش خانواده در تعلیم و تربیت کودکان دبستانی

 

خانواده در تعلیم و تربیت کودکان نقش مهمی را ایفا می کند. یکی از نکات بسیار مهم در خانواده ، ارتباط است ، یعنی والدین باید به روش های صحیح برقراری ارتباط با کودکان ، آگاهی داشته باشند .

 

به منظور برقراری ارتباط صحیح ، والدین باید به نکات زیر توجه نمایند :

۱-با فرزندان خود ارتباط برقرار کرده ، فرصت ابراز عقاید را به او بدهند ، به نیازهای وی پی ببرند ، انتظارات آنها از کودک ، فرصت برقراری ارتباط به کودک ، زمینه اطمینان به والدین و مراجعه به آنها ، هنگام ایجاد مشکل و فراهم کنند .

پدر قبل از پدر بودن ، باید با فرزندش دوست باشد ، علاوه بر این ، او باید قادر به اداره این دوستی باشد تا مانع لوس شدن کودک گردد . به قول یکی از دانشمندان : ” هر جا مشکلی در جامعه بود ، به حتم پای آموزش و پرورش وسط است ” یا به قول اریکسون : ” فرزندان لوس معضل جامعه اند”.

۲-ایجاد فضای آرامش بخش در خانواده : چنانچه والدین در صدد موفقیت تحصیلی و سلامت شخصیت کودکان باشند ، باید محیط خانواده را از هر گونه درگیری و تنش دور سازند .

 

3-ایفای نقش موثر در زمینه تکلیف خانه : والدین نقش بسیار مهمی در تکلیف خانه یا مشق شب کودک ایفا می کنند . بسیاری از بچه ها در انجام تکالیف خود اهمال می ورزند . والدین باید به صورت قطع با این امر برخورد کنند و از فرزند خود بخواهند که در فرصت مناسب و مطلوب ، به انجام تکالیف خود بپردازند ، در غیر اینصورت ، باید از روش محرومیت استفاده کنند، یعنی وی را از بازی مورد علاقه یا تلویزیون محروم کنند.

۴-تکریم شخصیت کودکان : ما باید به بچه ها احترام بگذاریم و آنها را با الفاظ بد خطاب نکنیم .

۵-تعامل با مربیان در مدرسه : والدین باید در تعامل متقابل با مربیان باشند و از مشکلات فرزندشان در مدرسه مطلع شوند .

 

6-کمک به کودک در تعیین هدف و برنامه ریزی : فعالیتهای کودک در طول هفته ، باید تقسیم بندی شود و زمان خاصی برای تفریح ، تماشای تلویزیون و انجام تکالیف در نظر گرفته شود . روش برنامه ریزی به منظور انجام برنامه های روزمره و تکالیف ، باید به کودکان آموزش داده شود تا آنها بتوانند ، فن مهار زمان را بیاموزند .

۷-تشویق کنجکاوی و خلاقیت کودکان : به صورت جدی باید از تحقیر کودک خودداری کرد و هنگام کنجکاوی ، باید به او فرصت سوال کردن داده شود. کودک نباید به جواب های ما دست یابد تا خود به تفکر و اندیشیدن بپردازد. خلاقیت کودک ، باید پرورش داده شود ، نه اینکه او به اطاعت محض ملزم باشد. کودک نباید به اطاعت کورکورانه عادت کند ؛ البته الگو برداری با دنباله روی فرق می کند . منظور از الگو برداری ، این است که کودک رفتار والدین را در مسأله ای چون نظم ، تقلید می نماید ، خود نیز به موقع کارهایش را با برنامه ریزی دقیق و منظم انجام می دهد و از نظم پدر ، الگو برداری می کند.

در ارتباط با دنباله روی ، عده ای معتقدند : بچه ها باید مثل خودشان فکر کنند و کودک باید به صورت دقیق ، عقاید آنها را در مورد مسائل اجتماعی، تقلید کند ؛ البته این امر ، مانع رشد و پرورش آزاد کودک می باشد ، زیرا کودک باید به صورت مستقل ، به نظرات اجتماعی دست یابد .

 

8-انتظار پیشرفت از کودکان : کودک باید بداند که والدین در همه زمینه ها از او انتظار پیشرفت دارند .

۹-کاهش ترس از شکست در کودک : ما نباید از کودکان انتظار نمره ٢٠ داشته باشیم ، زیرا این امر ، ترس از شکست را در کودک ایجاد می کند و اضطراب از امتحان را به دنبال خواهد داشت .

۱۰-اعمال صحیح تشویق و تنبیه کودکان : ما باید به صورت جدی ، از تنبیه بدنی خودداری کرده ، به کارهای درست کودک پاداش داده ، هنگام انجام اعمال نادرست ، از روش محروم کردن از خواسته ها و امتیازات استفاده کنیم ، زیرا تنبیه صحیح ، نباید موجب تحقیر کودک شود ، والدین نباید در طولانی مدت با کودک قهر داشته باشند و آشتی باید توسط یکی از والدین برقرار شود ، زیرا قهر طولانی و عدم توجه به کودک ، موجب احساس نا امنی در کودک می گردد و به بهداشت روانی وی لطمه وارد می کند .

در مواقعی که والدین شاغل هستند و فرصت کافی برای برقراری ارتباط با کودک و درک او را ندارند ، باید با مربیان مدرسه به صورت مداوم تعامل داشته باشند تا از طریق این انجمن ، آموزشهای بسیار مفیدی از جمله آموزش در زمینه تربیت کودک و نحوه برقراری ارتباط صحیح با وی ، به اولیاء ارایه داده شود امروزه اکثر مدارس ، از روانشناسان به منظور آشنایی والدین با روشهای نوین تعلیم و تربیت استفاده می کنند .

در دنیای مدرن ، درگیری والدین در کارهای مختلف ، زیاد است و معلمها وقت کافی برای تربیت فرزند را ندارند . ما نباید به مدت زمان دقت کنیم ، بلکه باید به کیفیت توجه شود . والدین می توانند ، در عین حضور کم در حد یکی دو ساعت ، به درستی از زمان استفاده کنند ، یعنی کیفیت ارتباط مهم است .

 


بهداشت روانی در کودکان دبستانی

در ادامه بحث تعلیم و تربیت کودکان دبستانی ، به بعد مهم بهداشت روانی در کودکان دبستانی می پردازیم .

والدین و مربیان در تأمین بهداشت روانی کودک ، نقش بسیار مهمی را ایفا می نمایند ، زیرا در صورت عدم تأمین بهداشت روانی در کودکان دبستانی، آموزش نیز مختل خواهد شد .

 

بهداشت روانی

منظور از بهداشت روانی ، سازگاری فرد با محیط اطراف خود می باشد، در صورتی که فرد بتواند خود را به راحتی با محیط اطراف تطبیق دهد، قابلیتهای خود را بروز دهد و فاقد اختلالات عاطفی و رفتاری باشد ، از بهداشت روانی برخوردار است .

 

والدین در تأمین بهداشت روانی کودک ، نقش مهمی به عهده دارند.

 

به منظور برخورد صحیح با فرزندان ، والدین باید به نکات زیر توجه نمایند:

 

-1داشتن اطلاعات کافی از نیازهای گوناگون کودکان : کودک نیاز به امنیت، آرامش ، محبت متقابل ، تعلق به گروه و شکوفایی دارد . والدین باید نسبت به نیازهای جسمی ، روانی و عاطفی کودک ، آشنایی کامل داشته باشند.

 

2-توجه به مراحل رشد کودک و ویژگیهای هر مرحله از رشد : کودک همیشه باید در حال تکوین و تحول در نظر گرفته شود ، به این تربیت ، باید از تربیت تکوینی بهره جست . تربیت تکوینی ، نوعی از تربیت است که مبتنی بر ویژگیهای رشدی کودک ، توانمندیهای ذهنی و عقلانی وی می باشد. بنابراین ، والدین باید از ویژگیهای مختلف کودک در مراحل رشد ، مسائل آموزشی و مشکلات عاطفی وی آگاه باشند و بر شخصیت کودک و مسائل آن اشراف کامل داشته باشند .

 


راهکارهای عملی موثر در تأمین بهداشت روانی کودکان ، عبارتند از :

۱-انتخاب الگوی واحد و مشترک توسط هر یک از والدین ، در الگو پذیر کردن کودک ، به منظور جلوگیری از سردرگمی وی .

۲-تأمل نسبت به جوانب و عوارض تنبیه کودک ، ریشه یابی ناهنجاریها ، عدم قضاوت و ارزشیابی سریع مسائل ، زیرا این احتمال وجود دارد که عامل بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری ، والدین و مربیان باشند .

۳-کودک نباید هیچ گاه احساس بی پناهی و ناامنی کند ، او باید از توجه و محبت کافی بهره مند گردد و هیچ گاه نباید از تنبیه شدید ، به خصوص تحقیر ، سرزنش و بی اعتنایی استفاده کرد .

۴-جتناب از به خواب رقتن کودک هنگام ترس و اضطراب .

 

انواع ناهنجاریهای رفتاری در کودک دبستانی

۱-ترس : به طور معمول ، ترس در اثر یادگیری ایجاد می شود . والدین باید از بیان داستانهای تخیلی ترسناک به کودک اجتناب بورزند تا موجب ایجاد ترس در وی نگردند .

 

مربیان نیز می توانند ، در ایجاد ترس در کودک دخیل باشند . گاهی اوقات ، مربیان برای اداره کلاس ، ترس را در کودکان ایجاد می کنندو خود را فردی مقتدر ، اخمو و انعطاف ناپذیر نشان می دهند . علاوه بر آن ، همکلاسی ها نیز موجب ترس کودک می گردند و این امر ، اثرات سوء روانی را بر کودک به جای می گذارد .

 

2-دزدی : کودک به دلایل مختلفی دزدی می کند . کودک به دلیل نیاز مالی و عدم تأمین این نیاز از سوی والدین یا به دلیل کمبود توجه و محبت ، دزدی می کند . ولی در گروه همسالان ناسالم ، با الگوگیری از آنها و تحت تأثیرشان ، به منظور جلب تأئید آنها ، دست به این عمل می زند .

 

3-ناخن جویدن : تحقیقات انجام شده ، نشان می دهد که ناخن جویدن در کودک ، در اثر احساس ناایمنی و اضطراب به وجود می آید .

 

4-پرخاشگری : تنبیه شدید بدنی ، انضباط خشک ، تحقیر و سرزنش، عوارضی از جمله پرخاشگری را به همراه می آورند .

 

5-دروغگویی : کودک ممکن است که دروغگویی را از والدین یا برای به دست آوردن خواسته خود و فرار از موقعیت ناخوشایندی ، به دروغگویی مبادرت ورزد .

 

به طور کلی ، بی پناهی کودک در محیط خانه ، تنبیه بدنی شدید ، زندانی کردن کودک و آزار وی ، تحقیر و سرزنش ، بی توجهی ، عدم محبت متقابل، طرد کودک ، ناضایتی ، احساس ناایمنی ، اضطراب و محرومیت مالی، سبب بروز ناهنجاریهای رفتاری در کودک می گردند . به عبارت دیگر ، می توان گفت که برخورد ناصحیح والدین در محیط خانه و مربیان در مدرسه موجب بسیاری از ناهنجاریهای رفتاری در کودکان می شود .

 

به منظور پیشگیری از ناهنجاریهای رفتاری ، باید بین خانه ، مدرسه و مراکز تخصصی مشاوره ای ، هماهنگی لازم وجود داشته باشد . چنانچه ارزشها و باورهای خانوادگی ، متفاوت از عقاید و هنجارهای مدرسه باشد ، این تعارض ، می تواند زمینه ساز تشویق و نگرانی و در نتیجه ، بسیاری از اختلالات رفتاری در کودک باشد .

 

نقش مشاوره در مدرسه و دوران ابتدایی ، بسیار حساس و با اهمیت می باشد ؛ البته مشاوره به تنهایی قادر به حل مشکلات کودک نبوده و برقراری ارتباط بین مشاور ، والدین و معلم ، بسیار ضروری است .

 

نقش مشاوره در مورد افرادی که به نوعی دچار نقص و محرومیت جسمی – حسی – حرکتی می باشند ، از اهمیت وافری برخوردار است . دانش آموزانی که دچار مشکل جسمانی ( معلولیت بدنی ) هستند ، حساسیت خاصی نسبت به نحوه برخورد اطرافیان دارند ، در نتیجه ، این امر بهداشت روانی آنها را به خطر می اندازد . اطرافیان هم باید به نحوی با این نقص برخورد نمایند که موجب احساس حقارت در وی نشوند .

این کودکان را باید به گروههایی که توانایی پذیرش آنها را دارند ، هدایت نمود، نه گروههای برتری که موجب احساس ضعف کودک می گردند . بر مبنای تحقیقات انجام شده ، حضور دانش آموزان ناشنوا یا کم شنوا در کلاسهای عادی و ابراز توجه کافی از سوی معلمان و همکلاسیها ، می تواند موجب سازگاری این کودکان با افراد عادی گردد .

 

بنابراین ، بهداشت روانی عامل بسیار مهمی است که نیازمند هماهنگی گروههای مختلف و برخوردهای سالم تربیتی ، از بدو تولد کودک است و باید دقت کنیم که سلامت روانی کودکانمان را به خطر نیندازیم .

 

منبع: بیتوته

نیازهای آموزشی خانواده ها چیست ؟

آموزش خانواده چیست ؟

آموزش خانواده یعنی دادن اطلاعات و آگاهی های لازم به هر یک از اعضای خانواده در جهت  داشتن یک خانواده موفق و پویا که هر یک از اعضای خانواده به درستی وظایف و نقش ها و مسئولیت خود را در برابر سایر اعضای خانواده ، افراد جامعه و آفریدگار خود به نحو مطلوبی اجرا می کنند.

به گزارش “مفا”، آموزش هایی که والدین نیاز دارند با توجه به پیشرفت جامعه، بسیار زیاد و متنوع است، اما برای آموزش والدین لازم است در هر منطقه، نیازهای آموزشی آنان به طور دقیق شناسایی شده و براساس آنها برنامه آموزشی طراحی شود.

خانواده یک نهاد و واحد اجتماعی و مطابق با نیازهای فطری هر فرد در هر جامعه و فرهنگ است و حفظ استحکام و قوام آن نیز محتاج تلاش و همفکری همه اندیشمندان مسئول و دانشمندان علوم انسانی و تربیتی است. یکی از ویژگی های دنیای امروز، انفجار علم و دانش در همه حوزه ها و تاثیر ژرف آن در زندگی فردی واجتماعی است. به تناسب این گسترش علوم، حیات روانی انسان ها پیچیدگی می یابد و برای شناخت بهتر انسانها نسبت به یکدیگر در مناسبات اجتماعی که خانواده بارزترین و عمیق ترین نمونه ی آن است، محتاج به علم و دانشی بیش از گذشته هستیم.

این امر، آموزش های مستمر را برای هر زن و مردی ضروری می سازد، آموزش هایی که در نتیجه آن ضمن شناخت بیشتر، خانواده ها قادر باشند، نقش ها و وظایف خود را در مقابل همسر و فرزندان انجام دهند. وقتی زنی را تعلیم دهیم، در واقع خانواده ای را تعلیم داده ایم.

نتایج تحقیقات روانشناسی در پس از سالهای ۱۸۹۰ تاکنون، براین نکته تاکید دارد که پرورش و تکامل کودک در درجه اول با محیط خانوادگی و محل زندگی او رابطه دارد و بین اختلاف زناشویی و هماهنگ نبودن اطفال در اجتماع وبه طور کلی جرائم جوانان رابطه است.

اهداف آموزش خانواده برای والدین

نقش بسیار مهم خانواده در تربیت فرزندان بر کسی پوشیده نیست. این کانون مقدس خانواده است که اعضای جامعه را می پروراند وتحویل می دهد. فرزندان قبل از سنین مدرسه، در خانواده به سر می برند، حتی در سنین مدرسه نیز به جز حدود شش ساعت در هر شبانه روز بقیه وقت خود را در خانه می گذرانند و از همه جوانب خانواده، رفتار والدین، گفتارها، کردارها، امر ونهی ها تاثیر می پذیرند.

در جامعه پیشرفته کنونی، خانواده مسایل و مشکلات گوناگونی دارد. اول از هر چیز، هماهنگی فرهنگ و روش های رفتاری زن و شوهر است که پس از تشکیل خانواده ضروری است. پس از آن، مراقبت های بهداشتی دوران بارداری، مراقبت های کودک شیرخوار، تنظیم روابط کودک با افرادخانواده، آموزش های پیش دبستانی و آمادگی کودک برای رفتن به کودکستان و دبستان، امور تحصیلی کودک، رویارویی فرزند با دوران نوجوانی و چگونگی ارتباط با اودر این دوران، انتخاب رشته تحصیلی فرزندان و انتخاب دوستان و معاشران، چگونگی گذراندن اوقات فراغت، علایق و گرایش های عاطفی در فرزندان از جمله مسائلی هستند که خانواده با آنها روبروست. در صورتی که هر یک از این مسایل به طور آگاهانه حل نشود می تواند خانواده را از حالت عادی خارج کرده و مشکل آفرین گردد.

می توان اهداف آموزش والدین “آموزش خانواده” را این گونه ذکر کرد:

– کمک به اولیا در تربیت صحیح فرزندان با توجه به ضرورتها.
– رفع یا کاهش مشکلات خانوادگی که پس از ازدواج و تشکیل خانواده بروز می کند.
– ایجاد هماهنگی بین آموزش های مدرسه و خانه وتعمیم آموزش های مدرسه درخانه.
-اصلاح دیدگاه ها وسلیقه های فوری در تربیت فرزندان.
– آموزش ویژه برای پر کردن اوقات فراغت و ارضای نیاز های روحی والدین و فرزندان
– آموزش سیاسی ،اجتماعی و مذهبی.
– آشنا کردن اولیا با تربیت صحیح فرزندان و امور تحصیلی آنان با توجه به وجود تفاوت های فردی میان فرزندان یک خانواده.

برخی از موضوعاتی را که والدین به آموزش آنها نیاز دارند عبارت اند از:هدف و مفهوم زندگی، روابط مناسب زناشویی، اقتصاد خانواده، وظیفه زن وشوهر در دوران بارداری و شیرخوارگی فرزندان، مراقبت در تحصیل فرزندان، مسایل تربیتی و پول تو جیبی فرزندان، رابطه پدر ومادر با اولیای مدرسه، بازنشستگی یا تجدید دوران خوش گذشته.

نیازهای آموزش خانواده برای والدین

اولین نکته ای که در آموزش والدین باید مورد توجه قرار گیرد، نیازهای آموزشی آنان است. برخی از موضوعاتی را که والدین به آموزش آنها نیاز دارند عبارت اند از:هدف و مفهوم زندگی، روابط مناسب زناشویی، اقتصاد خانواده، وظیفه زن و شوهر در دوران بارداری و شیرخوارگی فرزندان،مراقبت در تحصیل فرزندان، مسایل تربیتی و پول تو جیبی فرزندان، رابطه پدر و مادر با اولیای مدرسه، بازنشستگی یا تجدید دوران خوش گذشته.

آموزش هایی که والدین نیاز دارند با توجه به پیشرفت جامعه، بسیار زیاد و متنوع است. اما برای آموزش والدین لازم است در هر منطقه، نیازهای آموزشی آنان به طور دقیق شناسایی شده و براساس آنها برنامه آموزشی طراحی شود، زیرا که باید به طور دقیق مشخص شود والدین در هر موضوع تربیتی در چه سطحی هستند و سطح مطلوب کدام است ؟ کدام یک از موضوعات برای آنها اولویت بیشتری دارند؟ برای تعیین و تشخیص نیازهای آموزشی می توان از روش مصاحبه و پرسش نامه استفاده کرد و از افرادی که بیشتر با والدین تماس دارند ویا تجربیات بیشتری دارند نظیر معلمان، مسئولان، تعاونی ها، روحانیون و مددکاران اجتماعی کمک گرفت.

مجله اینترنتی آموزش خانواه موفق ایرانی

منبع: مهر

8 نکته- سفر راحت با نوزاد

منبع: سایت فردا
آدرس: parsipoo.ir
طراحی سایت
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی